
تولدت مبارک
هليا







آهای رئیس خوشکلا
ابرو کمون ، گیسو طلا ...
شیطونک نامهربون
گیسو طلا ، ابرو کمون ...

تولدت مبارک
هليا







آهای رئیس خوشکلا
ابرو کمون ، گیسو طلا ...
شیطونک نامهربون
گیسو طلا ، ابرو کمون ...
ساده است
فشردن دستهای یکدیگر
وفراموش کردن آنکه
کدام کوچه ی آرام بی عبور مأمن این عشق بوده است؟
..
..
..
ساده است
لرزاندن دلی با یک نگاه
با یک بوسه به خواب سپردنش
وآنگاه رفتن بی خداحافظی...
..
..
..
ساده است
نیایشی آرام
در معبدی کهن سال
دل باختن به راهبش
وگریختن به عمق جنگل
و سپس از یاد بردن کوره راهی که تو را دوباره
به جذبه می رساند...
..
..
..
ساده است
تکرار واژه ها
زیستن در میان عادتها
ونیالوده شدن در ژرفای انتظار
انتظار رسیدن به سربلند ترین ستیغ کوه
وناگهان از خاطر بردن همه چیز
و بی سخنی
نماندن ...
آری زیستن سخت ساده است
شیراز- 7/1/85
کوچه های تلخ
کوچه های لبریز خاطره
کوچه های اضطراب به انتها رسیدن
با من بگویید چند باران سخت
شانه های شما را شسته است ؟
با من بگویید
چند دخترک شاد سپید پوش شده اند؟
.......
.......
دخترکان سرمست
دخترکان شاد
با جامه های رنگین
با من بگویید
طعم بوسه ی چه کسی برلبهای شما نشسته است؟
بوسه ی آشنایی بی دریغ
بوسه ی دلتنگیهای بی فریب
بوسه ی وداع
با من بگویید
چند رد اشک بر گونه ها یتان دویده است؟
شیراز- ۷/۱/۸۵
بهار رسیده است
حس می کنم می شود روئید
درختها در خاک به انتظار رویشی جوانه خواهند زد
هر انگشت بهاری دوباره خواهد شد
شیراز- ۱۲/۱۲/۸۴